جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 561
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
من عاب عيبا له عذر فلا وزرا « 1 » * ينجيه من عزمات اللّوم متّئرا هركه عيب كند عيبى كه مرآن عيب كرده شده را عذر هست پس نيست پناهى كه خلاص دهد عيبكننده را از قصدهاى ملامت كردن در حالي كه كينهكنندهاى است آن قصد « 2 » . وإنّما هي أعمال بنيّتها * خذ ما صفا واحتمل بالعفو ما كدرا به درستى كه اين عملهاست باز بسته نيست . بگير آنچه صافي شد ودر گذران به عفو آنچه تيره شد . إن لا تقذّى فلا تقذى مشاربها * لا تنزرنّ نزورا أو ترى غزرا اگر خاشاك دور نمىكنى بارى خاشاك مينداز وخسناك مكن آبخورهاى أو را خوار مدار شتر اندك شير را تا آنوقت كه ببينى بسيار شترها . واللّه أكرم مأمول ومعتمد * ومستغاث به في كلّ ما حذرا وخداى تعالى كريمتر اميد داشته شده است واعتماد كرده شده وجاى داد خواهش به أو در همهچيزى كه ترسيده شد . يا ملجأ الفقرا والأغنياء ومن * ألطافه تكشف « 3 » الأسواء والضّررا اى پناه فقيران وتوانگران وآنكس كه لطفهاى أو مىگشايد بدىها وگزندها را . « 4 » أنت الكريم وغفّار الذّنوب ومن * يرجو سواك فقد أودى وقد خسرا
--> ( 1 ) . س : فلا وزر . ( 2 ) . ح : يعنى عذر نزد كريمان مانع است از ملامت چون معذورى را ملامت كند سزاوار ملامت أو شود وأو را هيچ پناهى نباشد كه خلاص دهد از ملامت يعنى چون اين قصيدة عذر خود را مىگويد كه مطالع نيافت وأو محتاج است كه به أو گمان نيك برند پس هركه أو را عيب كند مستحقّ ملامت وعيب آنكس بود [ ه ] . ( 3 ) . س : يكشف . ( 4 ) . ح : يعنى آنچه به بندگان بدى مىرساند از دشمنان وبيمارىها وغمها آن را حقتعالى مىگشايد وخلاص مىبخشد ه .